ابو الاعلى مودودى / سيد قطب / ابو الكلام آزاد / اقبال لاهورى (مترجم: خسروشاهى)

49

فلسفه نهضت حسينى (فارسى)

رفتن ] آنها را در هر زمان عزل مىكرد و ديگرانى را كه مىخواستند به‌جايشان مىنشاند . لذا حكمفرمايان هرگز از روبه‌روشدن با مردم و ديدار با آنها احساس ترس و خطر نمىكردند ؛ محروميت از قدرت نيز در نظر آنها آنچنان خطرى نبود كه كوششى در جلوگيرى از آن به عمل آورند . ولى زمانى كه دورهء « پادشاهى » جاى اين « خلافت » را گرفت ، تصور « حكومت مسئول » نيز به پايان رسيد ؛ ايدهء مسئوليت در برابر خدا نيز شايد تنها بر سر زبان‌ها ، باقى ماند و هيچگونه آثار و پيامدى از آن در رفتار و كردار عملى حكمفرمايان باقى نماند . و در مورد مردم نيز كدام « قهرمانى ! » جرأت پرسيدن و توضيح خواستن از آنها را به خود مىداد ؟ خليفه در آن زمان ، جنگجو و فاتح قوم خود بود و كدام فاتحى را سراغ داريد كه پاسخگوى قربانيانش باشد ؟ او به زور شمشير به قدرت رسيده و شعارش اين بود : « هر كس توانش را داشته باشد قدرت را از ما بگيرد . » اين افراد چگونه مىتوانند با ملت‌هاى خود روبه‌رو شوند ؟ و عموم مردم چگونه مىتوانند به آنها نزديك شوند ؟ حتى نمازشان را هم در مساجد كاخ‌هاى امن خود ( و نه با تودهء مردم ) به جاى مىآورند و اگر خارج از كاخ‌هاى خود نيز نماز بخوانند ، جمع بزرگى از محافظان ويژه و فوق العاده قابل اعتماد خود ، آنها را احاطه مىكنند و زمانى كه با كاروان خود بيرون مىروند ، همراه با جمعى از محافظان مسلح خود هستند كه راه را بر ايشان باز مىكنند ! 5 - بيت المال . . . امانت است پنجمين اصل قانون اساسى اسلامى از اين قرار بود كه بيت المال يا « خزانه دولت » ، از آنِ خدا و امانت مسلمانان است و جز از راه حق